محمد مهدى ملايرى
152
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گورخر « 1 » است و همچنين آغاز و انجام كار و نسب و خبر قتل وى در آن مندرج است « 2 » در منابع تاريخى عربى نيز آثارى از اين دو داستان ديده مىشود و در شاهنامهء فردوسى قطعات مفصلترى از آنها نقل شده است . اسحاق پسر يزيد و اما اسحاق پسر يزيد كه در اين فهرست پس از جبلة بن سالم ذكر شده بنا به گفتهء ابن نديم از جمله كتابهايى كه از فارسى به عربى ترجمه كرده كتابى بوده كه وى نام عربى آن را « كتاب سيرة الفرس المعروف به اختيار نامه » نوشته است . « 3 » از اينكه كتاب « خداينامه » پس از ترجمهء به عربى به نام « سير الملوك » يا « سير ملوك الفرس » و مانند اينها ناميده شده شايد از عبارت ابن نديم چنين احتمالى به خاطر خطور كند كه اسحاق بن يزيد از مترجمان كتاب خداينامه بوده و كلمهء اختيار نامه هم تحريفى از خداينامه باشد « 4 » ولى با مطالعه و تأمل بيشتر دو چيز اين احتمال را ضعيف مىسازد يكى اينكه در هيچ يك از منابعى كه در آنها صورتى از مترجمان خداينامه ذكر شده مانند كتاب حمزهء اصفهانى « 5 » و تاريخ بلعمى « 6 » و مقدمه قديم شاهنامه « 7 » و مجمل التواريخ « 8 » و جاهاى ديگر هيچ نامى از اسحاق بن يزيد
--> ( 1 ) . اين كلمه به دو صورت « العنز » به معنى بز و « العير » به معنى گورهخر خوانده مىشود و ما دومى را ترجيح داديم . ( 2 ) . مروج الذهب چاپ المطبعة التجارية در مصر 1958 ، ج 1 ، ص 176 و چاپ دانشگاه لبنان به تحقيق شارل پلا ، 1966 ، ج 1 ، ص 318 . ( 3 ) . الفهرست ، ص 245 . در چاپ تجدد حدادنامه ذكر شده و چنان كه در ذيل صفحه آمده در حاشيه نسخه خطى كه اساس اين چاپ بوده اين كلمه به « اختيارنامه » تصحيح شده ، ص 205 . ( 4 ) . خود من هم در نوشتههاى سابقم همين احتمال را دادهام . نگاه كنيد به « فرهنگ ايرانى و تأثير آن در تمدن اسلام و عرب » چاپ تهران 1323 ، ص 131 ، چاپ سوم ، انتشارات توس ، تهران و « الادب الفارسى فى اهم ادواره و اشهر علامه » چاپ بيروت سال 1967 ، ص 110 حاشيه 1 ، چاپ دوم ، انتشارات توس ، تهران . ( 5 ) . تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء . منشورات دار مكتبه الحياة بيروت ، ص 14 . ( 6 ) . تاريخ بلعمى ( ترجمه تاريخ طبرى ) چاپ دكتر مشكور ، ص 5 و 6 . ( 7 ) . تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء . منشورات دار مكتبه الحياة بيروت ، ص 14 . ( 8 ) . تاريخ بلعمى ( ترجمه تاريخ طبرى ) چاپ دكتر مشكور ، ص 5 و 6 .